در امارت دجال ذات “شدن” سر لوحه امور است.
مسند احمد:
الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 181 :
سمعان الكلابي قال ذكر رسول الله صلى الله عليه وسلم:الدجال ذات غداة فخفض فيه ورفع.
مسند احمد:
احمد بن حنبل –جلد 4 صفحه181
سمعان کلابی گفت:پیامبر خدا(ص)ذکر دجال کرد و گفت: سیستم دجال ذات انجام شدن است.
پس در آن کسی پست و سرافکنده می شود و کسی سر بلند می شود.
توضیح:دجال که موجودی است که با خدا ممکن است اشتباه شود.دارای احترام و اعتبار عظیمی است و قدر و تقدیر و سرنوشتی که همه را به آن معتقدکرده است.در دل و جانشان نفوذ دارد و وقتی تقدیری را سرلوحه ذهن مردم قرار می دهد در زمینه ذات ” شدن” که ایمان بسیاری به آن است مورد توجه بسیار قرار می گیرد.مخصوصا که بسیاری از تابلوها در زمینه ذاتِ”شدن” عملی شده و شده است.از این رو وقتی در زمینه ذات شدن تابلویی توسط دجال سرلوحه قرار داده میشود بسیاری افراد احساس سرخفیضی و پست شدن می کنند.و بسیاریافراد حس سربلندی به آنها دست می دهد.
چون دجال شبه خدایی است ذات شدن.اگر تقدیری که خواهد شد چیز بدی برایشان متصور شده بوده حس فرومایگی و سرافکندگی بهشان دست می دهد.اگر ذات “شدن در کار نبود شاید اینقدر ناخوش نمی شدند و سرافکنده نمی شدند.حسی بود و می گذشت.
اما این “شدن” که جان مایه سرنوشت و قدر دجال است،از چه منشاء می گیرد؟
سه روایت را که بررس کنیم مشخص می شود که قسمت زیادی از آن شرح داده شده و با احتمال قریب به یقین بخش بزرگ آن مشخص میشود.یک روایت می گوید”راس دابه الارض (مهدی موعود) لمسّ السماء.الدجال ضرب علی رواقه.”
یعنی وقتی اندیشه مهدی موعود طرحی را که دارای شناسه ها و مشخصاتی است برای مردم جهان ملموس میسازد.دجال آنرا جان می دهد و معتبر و رفیع و برای بعضی مردم دلنشین وزیبا و خواستنی میسازد.
از طرفی روایتی دیگر می گوید تنها مردی که از بی خردیهای دجال پیروی نمی کند و قدرتش فقط قرآن کریم است.(که کسی جز مهدی موعود نمی تواند باشد.) گیردهندگان از حق و هل دهندگان به ناحق از شرق و غرب عالم به او می گویند:
به ما کمک کن بر اساس خواست خود اینها نشان می دهد که در امارت دجال ذات “شدن” وجود دارد.که قسمتی از بن مایه موارد “شدن” از خواست و
اندیشه مردی یگانه پرست و خداجو یعنی مهدی موعود ریشه می گیرد.
که اساس آن را دجال قرار داده است و مهدی موعود بشدت با آن مخالف است.و مردم را به عقل سلیم و خدا و قرآن می خواند.
روایت دیگرمی گوید آفرینش دابه الارض گویی(مهدی موعود) فال و سرنوشت است و دجال فال و سرنوشت را فراهم میاورد و سازمان می دهد.
{خلقت دابه الارض کالطیر…الدجال یتناول الطیر من الهوا}
اینها نشان می دهد که در امارت دجال ذات ” شدن” برقرار است که دجال جا انداخته است و بشدت مردم را به آن معتقد می کند. ولی مهدی بشدت
مخالف آن است و مردم را به قانون خدا می خواند.ولی جالب است که نفوذ و تسلط دجال بسیار شدیدتر است.
بطوریکه مردمان پیرو دجال از شرق و غرب عالم از مهدی که بنده مومن و موحد جهان است و از بین برنده دجال،می خواهند که با خواست و اندیشه خود در جهت ذات شدن امارت دجال به آنها کمک کند.
در قرآن کریم در سوره سبا آیه 12 آمده است ” وَ لِسلَيْمَنَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شهْرٌ…” یعنی برای سلیمان نسین حس و فعم و بویی بود که ” شدنش” شهرت می داد (آنرا) و خود حس و فهم و بو دادنش هم شهرتی بود …” . دابه الارض و مهدی موعود هردو در باره اشان گفته شده که خاتم سلیمان با آنهاست . خاتم سلیمان یعنی نشانگان سلیمان (نشانگان همآنطور که در قرآن بیان شده) . پس می توان گفت دابه الارض یا مهدی موعود وقتی در اندیشه دارد که فلان کار را می کنم و فلان مطلب اینطور می باشد ، فلان مطلب ، اینطور بودن شهرتی میابد و مردم طبق ذات شدن امارت دجال منتظر شدن هستند و در مورد فلان مطلب یقین ندارند تا انجام شود . ولی وقتی فلان کار هم شد آنوقت شهرت فلان مطلب اینطور است، خیلی زیاد می شود . این بخاطر این است که امارت دجال جهانی است و ذات شدن است و حتی با مهدی موعود هم اینچنین عمل می کند و مهدی یا دابه الارض مخالف این طرز تفکر است و عاقبت دجال را می کشد تا دیگر از این اعتقادها ایجاد نکند .



