در حدیث آمده که به مهدی نسبت مجنون بودن می دهند . به اصطلاح روانپزشکی می گویند او یک اسکیزوفرن است . چرا ؟ مگر کسیکه صدای آسمانی او را معرفی کرده به جهانیان ، جایی برای اینگونه نسبتها دادن باقی می گذارد؟ مسلما نه . پس مسئله مهم چگونگی این ندای معرفی کننده مهدی است که باید گفت غیر از این نیست که این ندا حاصل حکمت مهدی است که به مانند سرما و گرما وارد خانه های مردم جهان میشود و بر گزیدگی مهدی را در یک طرح شناسه دار کلی مطرح می کند . پس ندای سماوی است نه صدای آسمانی . و چون هدایت یافتگی مهدی و مهدی شدن او بتدریج و با تانی است فرصتی برای اینگونه ادعاها فراهم میسازد. مسئله دیگر خبر نداشتن اهل او از حال او و امر اوست در حالیکه او در کنارشان است . مثلا او که جوانی ابن ثلاثین یعنی 20 تا 30 ساله است پدر و مادرش اصلا از ظهور او خبر ندارند و به اصطلاح ، بنی فاطمه باشند .(هر چند ممکن است دیگران از اهل و فامیلش خبر داشته باشند) . پس وقتی او مسئله idea broadcasting یا انتشار افکار خود و همچنین دیده شدن و شنیده شدن خود توسط مردم را مطرح می کند که از شاخصه های اسکیزوفرنی و مجنون بودن است و آنها برای بقیه اهل جفا کار او (طبق حدیث اهلش به او جفا می کنند) مطرح و ابراز نگرانی می کنند آنها با رویی دیگر در آمدن و صامت بودن که از خصوصیات مردم آخر الزمان است در میایند و رجوع به روانپزشک را مطرح می کنند . (تحلیلی غیر از این نمی توان کرد وقتی مجنون بودن را به او می چسبانند) ببینیم نوسترآداموس در اینباره چه می گوید .با توجه به اینکه امام صادق راجع به مهدی می گوید اینقدر پادشاه خود را نیازارید و جفا روا ندارید که وقتی بفهمید پشیمانی سودی ندارد.
نوستراداموس-۱۸-۶
پادشاه بزرگ بوسیله پزشگان (مجنون و ) محجور اعلام می شود،
بخاطر چینش سرنوشت که بدون فن زبان یهودی او زنده می ماند،
خودش و همفکرانش در قلمرو بالاترین فشار و رانده شدن را دارند،
لطف و رحمت شامل دسته ایی می شود که مسیح را بیازارد.
VI_18 Par les phisiques le grand Roy delaissé
Par sort non art ne l’Ebrieu est en vie
Lui & son genre au regne haut poussé
.Grace donne à gent qui Christ envie
پس مسئله دیگر هم طرح سرنوشت است . حجر را که مخصوص افراد مجنون است در مورد او برقرار می کنند تا زودتر طبق سرنوشت جادویی بمیرد . دکترهای روانپزشک که خبر دارند که اینها که مهدی مطرح می کند صادق است و او مجنون نیست ولی خود را به کوچه علی چپ می زنند و او را مجنون و محجور اعلام می کنند تا لطف و رحمت شیطان شامل حالشان شود . مهدی همان مسیح است . صفت دیگر اوست چون مسیح در حقیقت معنای کلمه یعنی فرد خاص و موعود که با گفتار پیامبران و امامان معطر شده است . نکته جالب توجه در این شعر نوستراداموس این است که دجال یا آنتیی کریست یا همان شیطان برای مردم چه اعتبار خداگونگی دارد و شرابش چه مطبوعشان است که به مانند لطف و رحمتی است که شامل حال هرکس مهدی یا همان مسیح را بیازارد میشود . اصل مطلب هم همین است که شیطان دارای این درجه از اعتبار است و مردم باید صامت باشند و به با روی دیگر درآمدن درآیند.



