واقعه چه معناهایی دارد؟ اکثر عرب زبانها آنرا نمی دانند چون فقط یک معنا برایش می شناسند و آن پیشامد است . ولی واقعه و فعل آن وقع معناهای متعددی دارد. یکی از آنها بدگویی است . حال اگر در ابتدای سوره واقعه تعدادی از مفاهیمی که ذکر میشود اینها باشد :تهمت خوردن قالبهای جسمانی و شکلهای صورتی و کلا جبلی – سرخفیض و پست کننده در چشم دیگران- سربلندکننده گروهی دیگر- از صورت فرد نادان و ساده غم و شرم ساطع شود بطوریکه معلوم باشد که ناراحت شده از تهمت خوردن،یا در آیه 75 همین سوره خداوند می فرماید من به مواقع نجوم یا بدگوییها در باره افراد بسیار برجسته و شاخص جامعه بشری (مثل مهدی موعود) حس تائید کننده عین حقیقت که اصطلاحا مثل قسم آسمانی است القا نمی کنم و اگر بدانید این خیلی سنگین و بزرگ است . مواقع و وقع و واقعه همه از یک ریشه و معنی خاص آن را می فهمانند. آیا چیزی جز به عیب و بدی توصیف شدن افرادی می توان معنا کرد که قسم آسمانی دجال با آن است گاها و اعتبار آن بالاست و در نزد کسی سست و بی اعتبار نیست ؟ . ولی افراد جامعه بشری در برابر این حسهای بدگویی کننده آسمانی دجال چه می کنند ؟ آیا حاضرند بگویند این موجود که ادعای خدایی دارد یک درغگوست ؟ نه افراد جامعه بشری سعی می کنند بدگویی ها راجع به گروه دیگرا و رقیب را نمایان و بارز کنند تا بدگوییهای راجع به خودشان تحت الشعاع قرار گرفته شده و پوشیده بماند. عجب مردمان خوبی ! کنتم ازواج ثلاثه . یعنی در طیقات مختلف با دیگر هم طبقه ایی ها اتان سعی می کنید نشانه های بدگویی طبقه دیگر را نمایان کنید و بگویید ما حقیم و خوب و آن طبقه دیگر باطلند و بد. در این مسیر هم با هم مسابقه می دهید و به اصطلاح ، مسابقه دهندگان یا سابقون می شوید ولی مهدی موعود در میان شما می گوید من دجال را دروغگو می دانم قدر و سرنوشت شماو دجال را قبول ندارم و با دجال مقابله می کنم بجای بارز کردن بدگویی های دیگران و در حقیقت خدایی و اصیل و اسلامی او از نظر خداوند سبقت گرفته است از شما مسابقه دهندگان و سابقون . پس خداوند او را سابقون السابقون ذکر می کند به معنی سبقت گیرنده حقیقی از مسابقه دهندگان دنیایی که می خواستند از هم سبقت گیرند در تقدیر دجال . و اما شماها گاهی دجال خوشوقتتان می کند و می شوید اصحاب میمنت ولی نه میمنت خدایی و گاهی هم میشوید اصحاب شومی نه شومی از نظر خدا و همینطور می چرخد . بهتر نبود می گفتید این حس آسمانی مانند بدگویی و عیب کننده اعتباری دارد ؟ یا اصلا اعتباری ندارد و باری یا تبرئه کننده ما خداوند باری تعالی است ؟ حال که کمی آگاه شدید ترجمه آیاتی از سوره واقعه را بخوانید .
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ(1)
هنگاميكه بدگویی تاثیر خودش را گذاشت .
لَيْس لِوَقْعَتهَا كاذِبَةٌ(2)
نسبت به اعتبارو مرتبه آن ، سست و غیر جدی راه رونده ایی نيست .
كسي به خاطر جاذبه خارق العاده دجال و تاثير او بر مردم نسبت به آن سست و بی اعتبار داننده نمی باشد و واقعا فکر می کنند همه اینها راست و حساب کتاب درستی دارد.
خَافِضةٌ رَّافِعَةٌ(3)
پست كننده و سرافراز کننده .
(عده ایی سربلند و عده ایی هم سرخفیض )
إِذَا رُجَّتِ الأَرْض رَجًّا(4)
هنگاميكه نشان هایی که وقتی گردهم آرایش می گیرند به جنبش واهتزاز درآورده شد با هیجان .
( مجموعه علامات كه آراسته شده توسط دجال است و وقتی دور هم آرایش می گیرند مورد پسند عده ايي است را ميتوان ارض ناميد . مثلا در قرآن ميخوانيم كه خداوند ميفرمايد : ميگويند اگر ايمان بياوريم از ارضمان ربوده ميشويم ، اين ميتواند اشاره به اين باشد كه اگر به سخنان برگزيده خدا گوش بدهند و بخواهند بدان عمل نمايند از مجموعه نشانه های آراسته و مورد پسند آمده خودشان كه دجال تعيين كرده دور شده و به اصطلاح ربوده ميشوند . پس این نشانه ها ی آرایشی که کم کم به شکل و شمایی در آمد زمانی به جنبش و اهتزاز در آورده میشود و ایجاد هیجان و آشفتگی میکند در مردم) .
وَ بُستِ الْجِبَالُ بَسًّا(5)
و قالبهاي ذاتي و شکل و قیافه ها عیب کرده شد .
مردمي كه داراي قالب ذاتي مشخصي هستند و در يك قالب سرشتي قرار ميگرند هر كدام و هر قالب به نوعي دچار تهمت خوردگي ميشود .
فَكانَت هَبَاءً مُّنبَثًّا(6)
پس ، شخص بيعقل از شدت غم ، پريشاني در صورتش هويداست.
هر قالب ذاتي به شكلي از علائمي كه سخن چيني ها را منتشر و فاش نمايد مي گريزند .يا اينكه به شكل مردمان كم عقلي كه از اين سخنچيني ها غمگين شده اند به حدي كه در چهره اشان آشكار است .
وَ كُنتُمْ أَزْوَجاً ثَلَثَةً(7)
و شما به شكل زوجهاي خود را حق ودیگری را باطل كننده در مياييد .
هر قالب ذاتي ميخواهد علائمي كه از آن گريزان است را دور كرده و علائمي كه به نفع خودش است و او را سربلند ميكند را نمايان سازد و بگويد قالب ذاتي ما بر حق است و قالب ذاتي ديگر باطل است . و اين همان حق و باطل كردن است يا رهروي شيوه سخن چيني نمودن . مثلث به معناي سخن چين يا اينكه بگويد اين حق است و آن باطل . و تهمتهاي مربوط به خود را دور كرده و آنچه نيكو است را حق خود بداند.
فَأَصحَب الْمَيْمَنَةِ مَا أَصحَب الْمَيْمَنَةِ(8)
پس اصحاب میمنت نه اصحاب خوشبختي حقيقي .
پس يك گروه كه سخنچيني هاي دجال به نفع آنهاست احساس خوشوقتي ميكنند و به اصطلاح سر بلند ميشوند كه آنها در حقيقت اصحاب خوشبختي كه مورد نظر خداوند است نيستند .
وَ أَصحَب المَْشئَمَةِ مَا أَصحَب المَْشئَمَةِ(9)
و اصحاب شومی ، نه اصحاب دچار شومی حقيقي .
مردمي كه سخن چيني ها يا بد گفتنها به ضرر آنهاست دچار احساس شومي و بد شگوني ميشوند ولي نه بدبختي كه مورد نظر خداوند است .
وَ السبِقُونَ السبِقُونَ(10)
و سبقت گيرندگان از مسابقه دهندگان .
گروهي هستند كه اعتقادي به قدر دجال ندارند و داراي مشخصاتي هستند كه در دنباله ميايد آنها از دو گروه مسابقه دهندگان سبقت مي گيرند . يعني مردماني در جهت قدر و تقدير دجال كه به آن اعتقاد و ايمان دارند با هم مسابقه مي دهند تا خود را نجات يافته و خوشوقت ببينند ولي كساني ديگر كه به دجال اعتقادي ندارند و با او مبارزه ميكنند آنهايند پيشي گيرندگان از بقيه مردم و خوشبختها .
اولئک المقربون (11)
آنهايند كه طرز فکر منطقی و متعادل دارند .
منظور مردماني كه به دجال ايمان ندارند و قدر خود را در نزد خداوند جستجو ميكنند همان سبقت گيرندگاني هستند كه منطقی و متعادل هستند و قصد یافتن حقیقت را دارند . . در روايات از امامان آمده كه مراد از سابقون مهدي موعود و يارانش ميباشند .



