کاملا مشخص است که دابه الارض نام دیگر امام زمان است . بعضی از علمای مشهور هم به این امر اذعان داشته اند. همانندیهای مهدی و دابه الارض زیاد است که برای طولانی نشدن مطلب فقط به چند مورد اشاره می کنم. مهدی با برشمردن مشخصات رمزی دجال او را رسوا می کند. دابه الارض بر علیه دجال اخبار جمع کرده و همگی را به او نسبت می دهد . مهدی دجال را می کشد. دابه الارض دجال را می کشد. مهدی همه می بینندش و می شنوندش . دابه الارض همه می بینندش و می شنوندش . مهدی همراهش عصای موسی و خاتم سلیمان است . دابه الارض همراهش عصای موسی و خاتم سلیمان است . و از همه مهمتر ، مهدی یگانه است و دابه الارض یگانه است. مهدی قرنی الشمس است و دابه الارض قرنی الشمس دیده میشود یعنی در پیوست با شمس است و…….. پس اینکه مهدی و دابه الارض ، یک شخصیت هستند از مسلمات است.
حدیثی می گوید ” الدابه الارض خلقته کالطیر ، مختلف الالوان ، الناس حیران له ” . آنها که غافل از رمز کلماتند به اینگونه می فهمند که ” دابه الارض یا همان امام زمان آفرینشش به مانند پرنده رنگارنگی است که مردم در مورد او حیران هستند ” در حالیکه معنی واقعی آن این است ” دابه الارض یا همان امام زمان آفرینشش فال و سرنوشت است و رنگارنگ است – یعنی هرکس او را به رنگی و شخصیتی می شناسدش -و مردم در مورد او سرگردانند”
اگر در مورد حدیثی که می گوید ندای آسمانی را که می شنوند که مهدی را معرفی می کند گویی برسرشان طیر نشسته است . غافل ، اینطور می فهمد که وقتی با ندایی مهدی معرفی میشود مثل این است که پرنده بر سرشان نشسته است . در حالیکه انسان تیزبین اینطور می فهمد که وقتی با ندایی مهدی معرفی و شناسانده میشود مثل اینکه سرنوشتی و فال و شگونی بر افکار آنها جای می گیرد . همانگونه که در حدیثی دیگر امام می فرماید گویی جوانان طرفدارش را می بینم که پشت حصار کوفه نشسته اند و گویی طیر بر سرشان نشسته . فرد غافل اینطور می فهمد که در شهر کوفه حصاری است و جوانان طرفدار او نشسته اند و حالتی مثل نشستن پرنده بر سرشان مسلط است. در حالیکه فرد تیزبین اینطور می فهمد که جوانان پیرواش پشت حصار درهم برهمی و چیزی از چیزی معلوم نشدن ( کوفان- کوفه) نشسته اند و گویی بر افکارشان فال و سرنوشت جای گرفته . یعنی می فهمد که قاطع و مشخص یقینی نبودن که بر اثر تداخل حسهای دجال پیش میاید به همراه تبلیغات منافقان ، باعث میشود که حالتی از چیزی از چیزی معلوم نبودن(کوفه) ایجاد شود که همراه با بدفالی که مهدویت او دارد حصاری را میسازد که باعث میشود بنشینند و قیام نکنند در همراهی مهدی موعود.پس می بینیم که مهدی چون صبی من الصبیان یا یک صبی از دو صبی هست ، اندیشه هابش توسط دجال به فال بد و خوب و سرنوشت بد و خوب برای مردم تبدیل میشود . و این فال و سرنوشتها مختلف الالوان یا رنگارنگ است و هر گروهی رنگی را دوست دارد . پس بیایید احادیث را درست ترجمه کنیم تا حکم افسانه بخود نگیرد.


