بقیة الله
کلمه بقیة الله را زیاد شنیده ایم . ذهن را بالفاصله می برد به نام مهدی موعود.
خب این کلمه یعنی چه ؟ اولین چیزی که به ذهن میاید این است که او بقیه امر ناتمام الهی است.
بقیة الله یعنی بقیه امر خدا . چون او مصلح و کامل کننده دین است.
بدون او دین کامل نمیشود پس خدا بقیه اش را گذاشته برای وقتی مهدی ظهور کرد.
ولی این تعبیر و توجیه ، کاملا منطبق با معنای کامل نیست.
بقیه خدا چیزی نیست که در این راستای تعبیر ، معنایی حقیقی داشته باشد.
حال بقیه امر خدا شاید معنایی نسبتا کافی را برساند. پس برای فهم معنای بقیة الله باید دو مورد را توجه کرد.
یکی معنای خود کلمه بقیه یعنی آیا معنای دیگری دارد ؟ و دیگر اینکه در قرآن کلمه بقیه الله چه معنایی را می رساند؟
معنای دیگر کلمه “بقیه ” در لغتنامه ” تفضل و رحمت ” نوشته شده است . تفضل و رحمت یعنی تفضل و مهر.
تفضل و مهر یعنی اینکه بگویی فلان چیز یا فلان فرد برای من ارزشمندی و اولویت دارد و بهترین چیزهاست برای من و مهر بسیار به آن دارم.
اینکه از معنی کلمه . و اما در قرآن کلمه بقیه الله در سوره هود در جمله معروف “بقیة الله خیرلکم ان کنتم مومنین ” است.
باید هدف از گفتن این کلام توسط پیامبر مربوطه یعنی شعیب را بررسی کرد تا به منظور و مفهوم کلمه بقیه الله پی برد.
وَ إِلى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شعَیْباً قَالَ یَقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکم مِّنْ إِلَهٍ غَیرُهُ وَ ال تَنقُصوا الْمِکیَالَ وَ الْمِیزَانَ إِنى أَرَاتم بخَیرٍ وَ إِنى أَخَاف عَلَیْکمْ عَذَاب یَوْمٍ محِیطٍ(84)
وَ یَقَوْمِ أَوْفُوا الْمِکیَالَ وَ الْ مِیزَانَ بِالْقِسطِ وَ ال تَبْخَسوا النَّاس أَشیَاءَهُمْ وَ ال تَعْثَوْا فى األَرْضِ مُفْسِدِینَ (85)
بَقِيَّت اللَّهِ خَیرٌ لَّکُمْ إِن کنتُم مُّؤْمِنِینَ وَ مَا أَنَا عَلَیْکُم بحَفِیظٍ(86)
شعیب نهی اشان می کند از بندگی و فرمانبری غیر خدا نهی اشان می کند از سنجش و میزان ناقص (که یقینا بخاطر تحت نفوذ الهه دیگر بودن است)
از آنها می خواهد که سنجش و میزان را تمام و کمال با بررسی همه موارد ، تمام و کمال رعایت کنند
و دیگر مردم را پست و بی ارزش باناگزیر ساختنشان بطرفی و با فساد کاری در میان نشانه هایی که خوشتان میاید خود را بزرگ و برتر نشان ندهید.
مهر و تفضل خدا برایتان چیز بهتر و خیر است اگر مومن هستید و نباید به من خشم گیرید.
همه اینها نشان می دهد که در راه سرنوشت و قدر الهه ایی خیلی از حد گذشته اند و به شعیب خشم می گیرند
و هرطور الهه نشان می دهد سنجش و میزان می کنند و میخواهند طبق نظر این اله خود را بزرگ و زیبا و برتر بنمایند آنهم با فساد کردن وقتی علائمی
که به نفعشان هست و خوشایندشان (ارض) است جمع شد. پس در اینجاست که شعیب یا همان مهدی (چون مهدی نشانه همه پیامبران را دارد )
تفضل را به خدا و دینش دادن و مهر به او داشتن باید برای مومن خیر و عزیز باشد و نباید بر من خشم بگیرد.
اگر به آیه 116 همین سوره هود نگاه کنیم می بینیم بقیه معنی غیر از باقیمانده و ته مانده دارد و آن کلمه اولوالبقیه هست.
یعنی کسانیکه برای مردم تفضل و مهر دارند.مردم به آنها به دید فرد افضل و برتر نگاه می کنند و به آنها مهر و دوستی دارند
البته اگر نه برای همه مردم برای بخشی از مردم و برای بخشهایی دیگر از مردم افراد دیگری اولوالبقیه یا دارای بقیه هستند.
فَلَوْ ال کانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فى األَرْضِ
إِلا قَلِیلا مِّمَّنْ أَنجَیْنَا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کانُوا مجْرِمِینَ(116هود)
یعنی : پس چرا در پیوستهایی که بخاطر روی آوری و چسبیدن و رها نکردنتان بهم پیوند می کردید
{عالئم و مفهومها را در ین سرنوشت و قدر جادویی}افرادی که دارای تفضل و مهر در میان شما بودند
از فساد در میان نشانه هایی که وقتی جمع میشد خوششان میامد نهی نکردند بجز اندکی از آنها که نجاتشان دادیم ؟
و تبعیت کردند بخاطر راحت طلبی اشان از کسانیکه ظلم کردند و مجرم شدند . (116-هود)
پس می بینیم وقتی حدیث می گوید کسانیکه فکر می کردند از امر مهدی وقتی آمد اطاعت می کنند وقتی مهدی میاید
از اطاعت او بیرون رفته و عبدالشمس یا بنده شس می شوند و امام صادق قسم می خورد که همه از او روی می گردانید
و احدی از شما به او وفادار نمی ماند و آن اعتقاد سابق را به او نخواهید داشت دارد خبر از یک تفضل و مهری دیگر می دهد که مسلط است.
تفضل و مهر سرنوشت و قدر و اندازه این سرنوشت جادویی که شیطان یا همان دجال کارگردان آن است و بقیه
یا تفضل و مهری نسبت به مهدی وجود ندارد.مهدی غریم است کلام سنگینی است.
یعنی در سرنوشت جادویی دجال همه عالئم و خالهای بازی به ضرر مهدی نشان داده می شود و
مهدی باید بهای آن که شکنجه خودش هست را بپردازد .این یعنی کسی برای خدا مهر و تفضلی که غالب شود
بر او و او را به شورش بر دجال وا دارد نیست و این در حقیقت به معنای این است که کسی برای مهدی مهر و تفضلی قائل نیست.
مهدی مظلومی است که اهلش از او به تبعید هستند . پس می بینیم که کسیکه به مهدی مهر و تفضل قائل باشد
تنها و تنها بخاطر خداوند است وگرنه طوری بازی قدر و تقدیر طراحی شده که کسی مهر و تفضلی به او ندارد.
پس کسیکه بقیه الله یا مهر و تفضل داشتن خدا بر او غالب و در دلش و روح و ایمانش جای گرفته باشد
نسبت به مهدی هم مهر دارد و برایش تفضلی قائل است منهای علائم و نشانه های سرنوشت.
به همین جهت است که مهدی نشانه بقیه اهلل است و خودش بقيه االله نامیده می شود.



