ما در قرآن کریم به آیاتی بر می خوریم که عبارت “لا اُقسِمُ ” یعنی “قسم نمی خورم” در آن هست . بیایید فرض را براین بگذاریم که خداوند بر کره خاکی و همه انسانهای آن به شکل ارتباط حس و فهم تجلی یافته است {در حالیکه این اتفاق هرگز نخواهد افتاد تا پایان عمر بشر طبق حدیث پیامبراسلام و اگربر انسان آمیخته و مشتبه شد باید بداند که این خدای اونیست و این موجود همان دجال است } واگر بخواهیم فرض کنیم خداوند قسم بخورد برای ما این قسم چگونه است ؟ می تواند حالت و ماهیت حسی باور ساز درباره چیزی باشد مثل صبح صادق ، مثل وفور راست آمدن عیان ساز. مثل عین حق . خب اگر دجال فقط میاید و خدا نمی آید آیا ممکن نیست اگر دجال این ماهیت قسم مانند را القاء کند همانها که بر آنها مشتبه و آمیخته شده که او خداست ، فکر کنند که این ماهیت قسم مانند از جانب خداست ؟
دجال یا همان شیطان ، قسم می خورد ولی آنها فکر می کنند خدا قسم خورده است . به همین جهت خدا در آیات متعدد می گوید این من نیستم و به اینجور چیزها و یا برای پروردن اینجور چیزها ماهیت قسم مانند القا نمی کنم و یا به زبان ساده ، من قسم نمی خورم . این آیات را بررسی کنیم ، مشخص میشود.
فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ(75-واقعه)
وَ إِنَّهُ لَقَسمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ(76)
إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ(77)
فى كِتَبٍ مَّكْنُونٍ(78)
لا يَمَسهُ إِلا الْمُطهَّرُونَ(79)
تَنزِيلٌ مِّن رَّب الْعَلَمِينَ(80)
سوره واقعه- پس قسم نمیخورم به بدگویی ها راجع به افراد برجسته و بزرگ جامعه بشری
و همانا این قسم سنگینی است . همانا او پیوست شده ازارجمندیهاست . در کتابی دارای معانی پوشیده که جز پاکان آنرا نمی فهمند.کتابی که استوار شده از جانب پروردگار جهانها.
مشخص است که دجال به بدگوییهای راجع به مهدی موعود که یا خودش انجام داده یا عواملی دیگر باعثش شده حس عین حقیقت به آن می فرستد و خداوند می فرماید این من نیستم که این حس نافذ عین حقیقت همراه بدگویی و تهمت به مهدی موعود می فرستم و اگر فکرش را بکنید این قسم سنگینی است راجع به یکی از بزرگترین و برجسته ترین افراد بشر که برگزیده من است او که ارجمندیهای زیاد را در معانی نهان کتابهای مقدس می بینید که بهم پیوسته است و این معانی نهان را جز افراد پاک و بی غل و غش نمی فهمند. حدیث هم که می گوید مهدی تهمت بهش نخواهد چسبید گویای این است که دجال به او تهمت زده است.
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَمَةِ(1-قيامت)
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ(2-قیامت)
سوره قیامت -اگر توجه داشته باشیم که احادیثی می گویند مهدی در قیامت می آید و دجال در قیامت می آید و حدیثی می گوید وقتی در صور دمیده می شود امامی از ما متولد می شود و اگر معنای قیامه را بپا خواستن مردم جهان برای خداوند یکتا بنا بر هدایت مهدی بدانیم ، دوره قیامت دوره فرمانروایی دجال هم بوده و در این دوره ، دجال حس باور ساز صبح صادق را می فرستد در بسیاری از موارد که یک مورد آن رای و نظر ملامتگر فرد است به عیبی که شاید وجود نداشته باشد . حسی عین راست که چیزی یا افرادی را عیب و زشت و ملامت بارنشان می دهد .خداوند می فرماید این حس عین حقیقت راست کننده و نافذ که نظر و رای ملامت باری نسبت به افراد و چیزی را موکد میسازد و مانند قسم آسمانی است از جانب من نیست.
فَلا أُقْسِمُ بِالخّْنسِ(تکویر15)
الجْوَارِ الْكُنَّسِ(16)
وَ الَّيْلِ إِذَا عَسعَس(17)
وَ الصبْح إِذَا تَنَفَّس(18)
سوره تکویر-خداوند می فرماید حس عین حق و حقیقت کننده ایی که عیبگویی و بدگوییها را نافذ و موثق می کند و بطرف کنف و تحقیر افراد می گذراند از جانب من نیست و همچنین حس عین حق ساز که هنگامیکه باطلی به اتفاقی چسبیده وقتی آن اتفاق افتاد باطل ، حق را دچار ابهام و پیچیدگی می کند ازمن نیست . ووقتی با دمیدن وضوح در اذهان حس عین حق کنندگی بداده میشود به چیزی از جانب من نیست.
فَلا أُقْسِمُ بِالشفَقِ) انشقاق-16)
وَ الَّيْلِ وَ مَا وَسقَ(17)
وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسقَ(18)
لَترْكَبنَّ طبَقاً عَن طبَقٍ(19)
من همراه با مهر و جاذبه دل انگیختن حس عین حقیقت دادن به چیزی ایجاد نمی کنم و همینطور به بعضی اتفاقاتی که باید ترتیب یابد (مصلحت) و ببار بنشیند حس عین حقیقتی که حتما انجام میشود نمی چسبانم و به فائق آمدن و غلبه کردن بر دیگران حس عین حقیقت نمی دهم وقتی زیاده بار میشود تا پشت هم بچینید مطابق با طباقیه .
لا أُقْسِمُ بهَذَا الْبَلَدِ(بلد-1)
وَ أَنت حِلُّ بهَذَا الْبَلَدِ(2)
وَ وَالِدٍ وَ مَا وَلَدَ(3)
سوره بلد -من حس عین حقیقت نمی فرستم در این تقدیر بکر ذات شدن (آتش نیفروخته و زمین ناکنده)
در حالیکه تو آماج و هدف تیرهای آنها هستی در این تقدیر بکر “ذات شدن”
و زاده ساز هستی و آنچه زاده شود
تقدیر دجال طبق روایت ، سرنوشتی است ذات “شدن” از ابتدایش به مانند آتش نیفروخته و زمین ناکنده ایی است تا طی مراحل چه کسانی آتشها افروزند و چه کسانی زمین را چگونه بکنند و مهدی موعود بعنوان هدف و آماج تلاشهای آنهاست و نقشی که مهدی موعود دارد برایشان بسیار مهم است در زادن سرنوشت و زاده شدن خودش به نحوی که آنها دوست دارند . دجال در هرموردی که بتواند مردمان بدنهاد را به هدف قرار دادن مهدی تشویق کند و برانگیزاند برای آنها حس عین حقیقت از شدنها و چیزهای دیگر می فرستد و خداوند می گوید این حس عین حقیقت را من نمی فرستم اشتباه نگیرید . پیامبرم آماج و هدف قرار گرفته (کار چه کسی جز دجال می تواند باشد).
فَلا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ(-38حاقه)
وَ مَا لا تُبْصِرُونَ(39)
سوره حاقه – پس حس باور ساز عین حقبقت نمی دهم به آنچه می بینید و آنچه نمی بینید. یعنی این دجال یا همان شیطان است که حس باور ساز عین حقیقت می دهد به بعضی چیزهایی که به مردم به شکل تصویری نشان می دهد ولی بر مردم پوشیده است و مردم حقیقت اصل و واقعی را نمی دانند و نمی فهمند مثل روایتی که می گوید دجال جوان مومنی را می کشد و مردم هو را در جهنم می بینند ولی در حقیقت ، او در بهشت است.
فَلا أُقْسِمُ بِرَب المْشارِقِ وَ المْغَارِبِ إِنَّا لَقَدِرُونَ(40-معارج )
عَلى أَن نُّبَدِّلَ خَيراً مِّنْهُمْ وَ مَا نحْنُ بِمَسبُوقِينَ(41)
سوره معارج- پس با حس عین حقیقت دادن ، نمی پرورم تابان کردنها و پنهان کردنها را ما قادریم که بهتر از آنها دگرگون سازیم و از ما سبقت نخواهند گرفت . یعنی کلام خدا مانند پتک ، حقیقت را روشن خواهد کرد هرچند دجال با حس عین واقعیت دادن بخواهد پنهان سازد و تقدیر دیگری را تابان سازد او و مردمش از ما سبقت نخواهند گرفت.
و اما چه کسی قسم می خورد ؟ دجال یا همان شیطان در سوره اعراف بعنوان حس عین حقیقت دهنده به آدم (کسیکه علاقه به قسمت خاصی دارد یا علاقه به خورشت خاصی دارد و همه همرنگانش یا زوجش داد که من برای شما کوک زننده سرنوشت هستم و دارای جلوه وشکوه همیشگی قوام یافته می شوید که همیشه می ماند و خراب نمی شود و دگرگون نمی شود. این در وقتی بود که دیگر مردم یا آدمها و زوجها هدایت شده بودند که این قسمها قسم خداوند نیست و شیطان حس عین حقیقت می دهد که من خوبی و شکوه برایتان می خواهم ولی پروردگارتان مانع می شود
وَ قَاسمَهُمَا إِنى لَكُمَا لَمِنَ النَّصِحِينَ(21-اعراف)
و حس عین حقیقت داد به این دو که من برای شما خوبی می خواهم.



