اگر بخواهیم نمای اصلی آخرالزمان را در نظر بگیریم می بینیم نمای حقیقی در پراکندگی احادیث و هیجانات ، گم شده است. اگر به دقت احادیث را بررسی کنیم می بینیم نمایه اصلی در وجود دو عنصر خیر و شر خلاصه می شود یکی انسان است و مهدی نامیده شده و دیگری یک مدعی خدایی که دجال نامیده می شود . در احادیث ، طرح کلی در بابهای مختلف بیان شده (مهدی-دابه الارض-جوان مومن و ..-نقطه مقابل- شیطان- دجال – شمس- ابلیس….)ولی شخصیتها یگانه یا وحید هستند. شایعترین باب ، باب دابه الارض و دجال است. که در آن بیشترین جزئیات منظومه آخرالزمان بیان شده است . مشخصات دابه الارض که بیان می شود می فهمیم او در پیوست با شمس که قطب مخالف است ظاهر می شود و همه او را می بینند و بارز است و طیر و سرنوشت با او آمیخته است و بر علیه دجال احادیث و اخبار جمع می کند و به دجال نسبت می دهد . تنها مومن زمانه است و….. . باب مهدی باب چگونگی هدایت یافتن و هدایت دادن و زندگی اوست . قطب مخالف او همان دجال است ولی کسی متوجه آن نمی شود . به این حدیث که می گوید در آخرالزمان کسی با ما نمی جنگد جز اینکه جزو لشگر دجال می باشد توجه عمیق نمی شود . بعد برجسته از نمایه آخرالزمان در باب مهدی موعود بیشتر بعد نظامیگری بنظر میاید . در حالیکه این ظاهر احادیث است . اصل مبارزه او با شرک و کفر دجال است که همراه با ادعای خدایی جهان را از شرک و کفر و ظلم پر ساخته است . مهدی جنگش با این مظهر شرک و همچنین مشرکین است . اگر دقت کنیم به احادیثی که می گوید دجال ممکن است با خدا اشتباه گرفته شود، دجال مرده را زنده می کند با این قائلیت که هیچکس جز خدای یگانه مگر می تواند مرده را زنده کند ، فرد هفتاد سال عبادت کرده وقتی دجال به او نظر می کند می گوید تو خدای من هستی ، احساس اینکه از عالم مردگان هم می گویند خدای ما اوست وهمه یا اکثر مردم جهان تابع اویند و…. آیا موضع مهدی چیست در این وضعیت ؟ چه می تواند باشد در این وضعیت ؟ مگر نمی گوییم او مترجم و مفسر قرآن است ؟ ترجمه و تفسیر قرآن فقط یک بردار اصلی دارد و آن مبارزه با شرک و کفر است . پس بابها متفاوتند در ظاهر ولی در اصل و باطن ، شخصیت ها یکی است . یعنی مهدی موعود و دابه الارض و مسیح و عیسی بن مریم و جوان مومن و فرزند انسان و.. همه یک شخصیت یگانه یا وحید است این اسمهای او صفات او هستند و طرف مقابل او الهه تازه ایی است که اسامی او دجال و شیطان و ابلیس و شمس و… همه صفات معرف چگونگی این الله وحید هستند. پس نمای اصلی آخرالزمان با دو شخصیت همزمان ظهور کرده شکل می گیرد . یک موجود ناپیدا یا جن (چون لابد طوری هست که با خدا اشتباه گرفته می شود ولی جوهر خدا را ندارد) و یک انسان که بتدریج هدایت می یابد و هدایت می کند و خدای واقعی را به جهانیان می شناساند . یا به اصطلاح ، فرزند انسان.ظهور همزمان یک الهه شرک ناپیدا و یک فرزند انسان بعد اصلی نمایه آخرالزمان هستند . همانگونه که منظور از دابه الارض ، همان مهدی موعود است ، منظور از کوفه و مصر و عراق و شام و مکه و مدینه وهند و چین و…. هم چیزی نیست جز صفاتی بیانگر مطلبی .
طبق روایت وقتی دابه الارض یا همان مهدی موعود با مردم تکلم می کند غمگین و بدحال می شوند چون به زبانی که خودشان می فهمنداینطور می فهمند که وارد به محیط عبوس و چرکینی (جهنم) میشوند.اشکال در امر مهدی موعود است یا اشکال در زبان آنها؟ اینکه امتها در آخرالزمان در برابر مسیح می نشینند (یعنی قیام نمی کنند) و عزا می گیرند اشکال از مسیح هست یا اشکال از نوع بینش آنها؟ اینکه نام دیگر موعود آخرالزمان کوروش است و کوروش به معنای رهبر غم و بدبختی آور است آیا اشکال از کوروش است یا آنها به ناحق و اشتباه ، رهبری و پیشوایی او را مساوی با بدبختی خود می بینند؟
این سایت اینها را توضیح می دهد
https://toornoon.ir