منجی یعنی نجات دهنده . نجات دهنده از چه ؟ این یعنی چه که فردی منجی مردم جهان باشد ولی هیچکس او را نخواهد که هیچ لکه از مهی موعود بودنش یزار باشد و پرچمی که خود بخود افراشته میشود و او را مهدی موعود معرفی می کند لعنت می کند ؟ اشکال کار در چیست ؟ مگر کسی نجات دهنده خود از مصیبت و بدبختی و غم و بلا را لعنت می کند ؟ اشکال کار در چیست؟ اولیاء الله ما را راهنمایی کرده اند گه اشکال کار در چیست . فقط باید مطالعه کرد و منطبق با منطق فکر خود را کار بست و نکته ها را سنجید و حقیقت را فهمید . اشکال کار طبق دریافت از کلام الهی اینهاست
1- امارتی دیگر با خدای مخصوص به خود برقرار می شود . درست است که گفته اند دجال ادعای خدایی دارد ولی گفته اند که تمام یا اکثر مردم زمین پیرویش می شود . فرد هفتاد سال عادت کرده وقتی دجال به او نظر می کند یعنی جایگاهی را برایش منظور می دارد می گوید تو خدای من هستی . این یعنی امارتی دیگر با خدایی غیر از خدای یگانه . اینکه فقط مهدی موعود مومن به خدای یگانه است یعنی امارتی دیگر با خدایی دیگر بر جهان حکمفرماست . وقتی مرده را زنده می کند با این قائلیت که غیر از خدای عزّ و جل ّّ کسی نمی تواند اینکار را بکند یعنی اینکه امارتی دیگر با خدای خودش بر جهان حاکم است غیر از خدای یگانه .
2- این خدای این امارت ، رجل است . یعنی نمی توانی بخود بقبولانی که منظور خاصی دارد . شل و سفت است . همه پیروان ادیان مناسک خود را انجام می دهند و کاری به او ندارند و او هم کاری به آنها ندارد . مناسک خود را انجام می دهند ولی اسمهایی یا مشخصات شناسایی که خدا تعیین کرده را جرئت ندارند برزبان بیاورند . فقط مهدی موعود بر زبان میاورد. دجال حتی از مسلمانان حمایت و پشتیبانی کرده آنها را ر بلندی قرار می دهد و آنها را دوست می دارد . آنها هم فراموش می کنند او دشمن خداست و مدعی خدایی . هرچند ندا بیاید که ای مسلمین ، دجال در اسلحه شماست.
3- مشخص ترین وجه این خدای جدید قدر اوست . قدر به معنای قدر و ارزشی که برای مردم قرار می دهد و قدر به معنای سرنوشتی که برای مردم قرار می دهد . این قدر او بسیار نافذ است . ارزشهای الهی را زیر و رو می کند . ابتذال را گسترش می دهد . این قدر او دنیا را به صحنه بازی سرنوشتی برای جنگیدن برای با قدر و ارزش بودن تبدیل می کند . و در نتیجه دنیا پر از ظلم و کفر و شرک می شود. بدون کوچکترین اهمیتی ، شیطان یا همان دجال ، در جای خدا می نشیند و هر زمان این را مستحکمتر می کند. همراه او جهنمی است و جنتی . حسیس جهنمش را همه مخصوصا کافران حس می کنند پس می توان فهمید چرا وقتی مهدی موعود(دابه الارض) با مردم تکلم می کند غمگین و بدحال می شوند چون به زبانیکه آنها می فهمند به جهنم می روند. خب میخواستی پرچم مهدی را اینگونه مردم لعنت نکنند؟. جنت او محفظه امان سرنوشت است با قدر و ارزش مطبوع . کسانیکه مرده اند از دنیای مردگان به نوعی تجسم میابند در نظر مردم زمین و گواهی می دهند که در اون دنیا هم او خدای آنهاست و شما برای نجات خود ، از او اطاعت کنید.
4- مردم نمی دانند که کلام مهدی موعود از جانب خداوند است و باید حسیس جهنم دجال را بی ارزش بشمرند و آنها را جلب نکند تا کلام خدا را بفهمند و بدانند که اینگونگی آنها در ادامه منجر به یوم القیامه دجال یا زمان محکم کردن و استوار و راست نمودن نشانگان خدایی اش میشود و در این دوره زمانی نه خلّه یا همان دوستی دجال اثر دارد در دور کردن عذاب نه واسطه تحولی شدن یا شفاعه و نه شبیه سازی نشانه ها و هرچه که قبلا عذاب را از آنها دور می کرد . دجال ، خدا شده و خدایی خود را محکمتر می کند با ظلم و ستم و کسی جرئت ندارد بخاطر عزت خدایی که دجال یا همان شیطان آنها را به آن فریفته چیزی بگوید و اقدامی کند . در یک کلام ، شیطان خدایی می کند . عذاب مطلق برای مردم . جهنم جایی است که شیطان خدایی کند. دیگر، آن دوران گذشت و بسیاری ااز آنان که فکر می کردند با بندگی شیطان یا همان دجال رهیده میشوند دچار عذاب مقیم و پایدار می شوند . مهدی منجی بود اگر مردم بر هوای نفس و ترس بیهوده خود لگام می زدند و به قرآن و حدیث روی میاوردند و شیطان را از سلطنت خلع می کردند و در این راه از خداوند یاری می طلبیدند. همانطور که حدیث می گوید اگر مهدی را می جستید می یافتیدش.



