قید تقید به امر دجال برداشته نمی شود تا با لباس بیعت می کنند و به محتوا و مفهوم کاری ندارند.
الديباج على مسلم – جلال الدين السيوطي ج 6 ص 268
( حدثنى ) زهير بن حرب حدثنا سفيان بن عيينة عن ابى الزناد عن الاعرج عن ابى هريرة يبلغ به النبي صلى الله عليه وسلم.قال تقوم الساعة والرجل يحلب اللقحة فما يصل الاناء إلى فيه حتى تقوم والرجلان يتبايعان الثوب فما يتبايعانه حتى تقوم والرجل يلط في حوضه فما يصدر حتى تقوم.
زهیر بن حرب از…از ابی هریره که به پیامبر(ص) می رسد گفت : گسست قید تقید ( ازامر دجال) را بپا می داری ولی مرد از موضوع القاح شده (آموزش قرآن مهدی که افشانده می شود) منفعت خود را می دوشد و وصل نمی شود.به آن مفهوم حدکمال رسیده در آن تا منفعتش بپا شود. و دو مرد با لباس بیعت می کنند.ولی با او بیعت نمی کنند تا اینکه لباسشان برپا داشته شود. و مرد در جمع و فرآهم آوری او پرداختکاری بنای خود می کند و عملی انجام نمی دهد تا بنای پرداخت شده اش بپا داشته شود..
توضیح :
نشان دهنده این است که مردم آخرالزمان بسیار به ماجرای قدر و سرنوشتی که دجال برایشان ترسیم کرده معتقد و بسیار به آن دل بسته اند و از امر دجال و آنچه سرنوشت آنها قرار داده تقید و تعهد کامل و وافر دارند و از آن اطاعت می کنند که به دلیل آن از دجال هم اطاعتشان بی حد است.کسانی هستند که به فرش دل بسته اند و آنها را به عرش کاری نیست و حتی رفتار آموزش قرآن مهدی موعود را هم استفاده ابزاری می کنند و فقط منفعت خود را می دوشند.
ولی مفهوم قرآن و کلام خدا برایشان مهم نیست.و با لباس بیعت می کنند ولی با مهدی بیعت نمی کنند و فرآهم آوری و جمع آوری کلام خدا از جانب او را برای پرداختکاری و آهک مالی و گچ کاری بنای خود مورد استفاده قرار می دهند.می توان گفت مردم آخرالزمان در نفحات دجال مسخ شده اند.حدیثی دیگر در مورد دمیدن صور هم همین را می گوید.صور یعنی متصور ساختن و تصویر دادن به کلمه الهی . همان صور که مهدی موعود در آن متولد می شود.ولی مردک متوجه صور نمی شود و به پرداختکاری با فراهم آوری آن مشغول است .
مطلب بعد (ذکر دجال روی منابر ترک میشود.)



