صفحه 152- حکم بن نافع الهرانی گفت : تعداد زیادی افراد راوی که نام بعضی را برده جمیعا گفته اند که ” دجال ، یک انسان نیست ، همانا او شیطان است در بعضی تهمتها و دشنامها در حالت بیعقلی ، به بند کشیده شده است به حلقه های معنای باطنی به ظاهر متفاوت ( از کلام خدا )، نمی دانم چه کسی به بند کشیده است او را سلیمان یا غیر از او. ؟ . پس چون اول ظهورش شد خدا هر سال حلقه ایی از او را بر می دارد . پس چون بروز یافت فراهم می آیدش نشستگاهی (در جایگاه بسیار معتبر نستن دجال) که آنچه از آگاهی دادن ارجحش هست مانع شونده از داغ و نشان است داغ و نشان جبار، و این مدت مدیدی ادامه داردبرای پشت هم چیننده (کلام خدا) که تحریک وترغیب شده ، پس می گذارد بر آنچه مایه افتخارش و ظهورش است از نحسی ها ، ومردم را از بر آن درآمدن فرو می نشاند پس تبعیت می کنند از او افراد کارگزار و پای کار برای موجود ناپیدا (دجال ) و برایش گنجها استخراج می کنند از نشانه هایی که وقتی دور هم آرایش می گیرند او را خدا می نمایانند و مردم را می کشند.
معجم أحاديث الامام المهدي (ع) – الشيخ علي الكوراني العاملي ج 2 ص 93 :
: ص 152 حدثنا الحكم بن نافع الهراني قال : ثني أبو عبد الله الكلاعي صاحب كعب ، عن يزيد بن خمير ، ويزيد بن شريح ، وجبير بن نفير والمقدام بن معدي كرب ، وعمرو بن الاسود ، وكثير بن مرة ، قالوا جميعا : وفيه ” ليس الدجال إنسانا ، إنما هو شيطان في بعض جزائر البحر ، موثق بسبعين حلقة ، لا يعلم من أوثقه أسليمان أم غيره ؟ فإذا كان أول ظهوره فك الله عنه في كل عام حلقة ، فإذا برز أتته أتان عرض مابين أذنيها اربعون ذراعا بذراع الجبار ، وذلك فرسخ للراكب المحث ، فيضع على ظهرها منبرا من نحاس ، ويقعد عليه فتبايعه قبائل الجن ، ويخرجون له كنوز الارض ويقتلون له الناس.



