بنی امیه و بنی عباس و بنی هاشم و بنی تمیم و… در آخرالزمان؟
در احادیث بطور متناوب بر می خوریم به وجود بنی امیه و بنی عباس و بنی هاشم و بنی تمیم و غیره در آخرالزمان . آیا در آخرالزمان اینها وجود دارند بصورت یکپارچه و قبیله و قدرت و قوم ؟ امکان چنین چیزی هست ؟ اصلا. پس چرا امامان از این اقوام نام برده اند؟ مبادا که به خیالمان هم خطور کند که آنها صحبتی لغو یا بیمورد کرده اند . آنها به درستی از این مردمان نام برده اند. فقط معنی آن فرق می کند . منظور آنها اقوام هزار و چندصد سال پیش عربستان نیست . منظور آنها از این مردمان ، صفتی است که وجه تسمیه آنها را میسازد . بنی امیه ، صفت مشترکشان این است که فقط یک تابلومطبوع جلو روی خود را هدف گرفته اند و نیت و آهنگ رسیدن به آن را دارند و امّ یا آهنگ و نیت آنها همه حقیقت را برای آنها میسازد و بقیه موارد باطل است و امام مهدی را آنگونه می بینند که امّ آنها یا آهنگ و نیت آنها تعیین می کند . همه اینگونگی در قدر و تقدیر طلایی دجال است . بنی عباس وجه تسمیه اشان این صفت آنهاست که تابلوی عبوس و چرکین و غم افزایی را هدف خود قرار داده اند و سعی در عملی ساختن همه اجزاء و نشانهای این محیط عبوس دارند . از جنگ و بیماری و قتل بگیر تا محیط عبوس برای امام (یعنی امام مهدی) . بنی هاشم وجه تسمیه اشان دوشندگی علم و حکمت از کتاب خدا طبق علائم زمانه است . مهدی موعود و یارانش بنی هاشم هستند . بنی تمیم وجه تسمیه آنها تعویذ بستن برای ممانعت از چشم زخم در قدر و تقدیر جادویی دجال است . مرتب در جهتی حرکت می کنند که چشم زخم به آنها نرسد چه حرکتش بد باشد چه خوب . گاهی افرادی برای جلوگیری از چشم زخم ، مهدی موعود را هم یاری می کنند . که البته تعداد این موارد نادر است . حال که به اینگونه است می توان فهمید مکّه هم وجه تسمیه اش مکیدن کلام خدا و حکمت در شرایط دشوار یا هر استخراج نشانه ها به سختی باشد . و مهدی موعود حکمت الهی را در شرایط بسیار دشوار و غم افزای جامعه جهانی از دل قرآن و حدیث استخراج می کند . لشگر سفیانی هم نشانه های مطبوع خود را به مانند مکیدن استخراج می کنند و صحنه آرایی می کنند . مدینه هم وجه تسمیه اش مجازات و پاداشی است که طبق قانون و شرایط می گیرند .آیا وقت آن نرسیده که با دید بهتری به احادیث نگاه کنیم؟
طبق روایت وقتی دابه الارض یا همان مهدی موعود با مردم تکلم می کند غمگین و بدحال می شوند چون به زبانی که خودشان می فهمنداینطور می فهمند که وارد به محیط عبوس و چرکینی (جهنم) میشوند.اشکال در امر مهدی موعود است یا اشکال در زبان آنها؟ اینکه امتها در آخرالزمان در برابر مسیح می نشینند (یعنی قیام نمی کنند) و عزا می گیرند اشکال از مسیح هست یا اشکال از نوع بینش آنها؟ اینکه نام دیگر موعود آخرالزمان کوروش است و کوروش به معنای رهبر غم و بدبختی آور است آیا اشکال از کوروش است یا آنها به ناحق و اشتباه ، رهبری و پیشوایی او را مساوی با بدبختی خود می بینند؟
این سایت اینها را توضیح می دهد
https://toornoon.ir