دهها آیه در قرآن را به مهدی موعود در آخرالزمان نسبت داده اند . حال چگونه ممکن است قرآن مربوط به آخرالزمان نباشد؟ این در حالیست که مهدی موعود را مترجم و مفسر قرآن به شکل زیباتر آن نامیده اند . آیا مهدی موعود هدایت نمی یابد به اینکه خداوند در دل قرآن با او صحبت می کند ؟ آیا مهدی موعود پیامبر آخرالزمان نیست ؟ مثلا وقتی تاویل آیه ” سارهقه صعودا ” در سوره مدثر را به مهدی موعود نسبت می دهند و به معنی این است که” بزودی او را به نسبتی که ناخوش دارد ناگزیر میسازم ” که مربوط به شیطان است که در تقابل با مهدی است آیا خداوند در آیه های قبل آن به چه کسی می گوید او را به من واگذار ؟ غیر از این است که مخاطب دوم شخص مفرد کسی جز مهدی موعود نیست ؟ یعنی خداوند مستقیما خطاب به مهدی می گوید “شیطان را به من واگذار” . پس آیا مهدی جز پیامبر هدایت یافته توسط خداوند می تواند باشد؟ و آیا می تواند فقط دهها آیه مربوط به مهدی موعود باشد و همه قرآن نباشد؟ با معنی باطنی متفاوت از قبل؟{ آنچه اینجا نوشتم از فحوای روایاتی بود که آیاتی را به مهدی موعود منسوب کرده است و نتیجه گیری قاطع آن }.
طبق روایت وقتی دابه الارض یا همان مهدی موعود با مردم تکلم می کند غمگین و بدحال می شوند چون به زبانی که خودشان می فهمنداینطور می فهمند که وارد به محیط عبوس و چرکینی (جهنم) میشوند.اشکال در امر مهدی موعود است یا اشکال در زبان آنها؟ اینکه امتها در آخرالزمان در برابر مسیح می نشینند (یعنی قیام نمی کنند) و عزا می گیرند اشکال از مسیح هست یا اشکال از نوع بینش آنها؟ اینکه نام دیگر موعود آخرالزمان کوروش است و کوروش به معنای رهبر غم و بدبختی آور است آیا اشکال از کوروش است یا آنها به ناحق و اشتباه ، رهبری و پیشوایی او را مساوی با بدبختی خود می بینند؟
این سایت اینها را توضیح می دهد
https://toornoon.ir