اینکه مهدی می خواهد کتابی که مهر رسول الله دارد برایشان بخواند مثل گوسفند فرار می کنند حکایت از چه دارد؟
1- حکایت از اینکه خبر دارند تویش چیست بطور سطحی و نصفه نیمه . این خودش به این معنی است که مهدی همانگونه که هرجا باشد او را در شهر خود می بینند و صدایش را می شنوند و ندا از فاصله دور به مانند نزدیک است همیشگی و دائم و پیوسته است و علاوه بر اینها اینکه گفته اند مهدی “مبدح البطن ” است به معنای این است که آنچه درونش و ذهنش می گذرد برای همه فاش است . ” مبدح البطن ” به معنای “درون فاش ” است نه به معنای ” شکم گنده ” .
2- حکایت از اینکه برگزیده بودن مهدی برایشان حکم سرنوشت بد دارد . و بخاطر سرنوشت بد ، احدی بیعت با او را به گردن نمی گیرد. و اینکه چرا بیعت احدی به گردنش نیست ؟ بر می گردد به غیبت او . چرا غیبت شکل می گیرد؟ چون مبدح البطن است و در دلش چیزهایی می گوید که مردم را از سرنوشت جادویی را دنبال کردن برگرداند ولی دجال آنرا سرنوشت جدی قرار می دهد ” غیر هذل” که همراه شده با مهدویت او .
3- حکایت دارد از اینکه روایتی که می گوید شیطان بر تخت می نشیند و همه سجده اش می کنند و هدایا می برند برایش حقیقتی محض است و اینکه گروههای شایع شده به مانند بزی وحشت زده که شیر یا قصاب روی کدامشان دست بگذارد حقیقتی محض است .
4- مردم نمی دانند اوکه اینقدر برگزیدگی اش بعنوان مهدی موعود شوم نمایانده شده منجی عالم بشریت و حتی منجی دو عالم نامیده شده . این خودش به معنای این است که مردم تحت تاثیر فرمانروایی شیطان چنان حواس پرت شده اند که فکر می کنند درست تر از خدا می فهمند .
5- حکایت دارد بر حجابی که بین مهدی موعود و مردم وجود دارد با اشاره پشت پرده منظور خودشان را به او می رسانند . واین خودش نشان از سلطنت شیطان و کشیدن پرده سکوت و خرسان توسط اوست


