تنها مرد ضد دجال
تنها مردی که پیرو دجال نمیشود
و تمام قدرتش بر علیه دجال ، قرآن کریم است.
کورانی -صفحة 322 / الكذاب ،ويتبعه من نساء اليهود ثلثة عشر آلاف إمرأ فرحم الله رجلا منع سفيهه أن يتبعه ،
والقوة عليه يومئذ القرآن فإن شانه بلاء شديد ، يبعث الله الشياطين من مشارق الارض ومغاربها فيقولون له إستعن بنا على ما شئت .
کتاب کورانی – صفحه 322-
دجال کذاب است ، و فرمانبران و رامهایی که ذهنشان به چیز خاصی رانده می شودپیروی از او می کنند بشکل جفت و جور کردنهای جادوی واهی که بگویند ما خوبیمو حق و رقیب ما عیب دارد و باطل است. مردی را خدا مهر در دلش می افکندکه باعث می شود مانع از حماقت ورزی خودش شود که از او پیروی کند .و در این هنگام قدرت و قوت او بر علیه دجال ، قرآن است.
پس همانا شان و مقام بالای او(که در قرآن خواندنش برایش بوجود میاید) بلای شدیدی است.خدا (درخواندن قرآن) باعث انگیخته شدن کسانیکه گیر و مانع ایجاد می کنند می شوداز مشرق و مغرب زمین . پس به او می گویند با (تقدیری)که بر اساس خواست و آهنگ تو بوجود میاید به ما کمک کن.
تفسیر: چند نکته مهم در این روایت توجه را جلب می کند.
یکی مسئله دجال و یهود است . یهود از ریشه هود و هاد به معنای سربزیر و فرمانبردار و ساکت نظاره کننده است.پس وقتی در روایات دیگر گفته میشود دین اکثریت جهان آخرالزمان یهودیت است مشخص می شود که اکثریت مردم جهان سکوت می کنند و در سکوت نظاره می کنند.
و مقدر شدگیها را توسط دجال و دور نمای سرنوشت را در این سکوت پی می گیرند اگر امر و فرمانی از دجال آمد با کمال حرف گوش کنی فرمانبرداری می کنندو کلا نرم و ملایم و تسلیم در برابر دجالند و حرکتی و سخنی از اعتراض در آنها دیده نمی شود.
رابطه موجود خیلی ناچیز در برابر شوکت خداگونگی برقرار است.پس اکثریت جهان دینشان و قانونشان یهودیت در برابر دجال است نه یهودیان پیرو حضرت موسی. آنها فکر می کنند اگر عاقبت بخیری میخواهی بایدطبق قانون و رفتار یهودیت ، بدست آوری . نکته دیگر نساء است از ریشه نس ء یا نسو.نس ء راندن هر موجودی را بطرف چیزی مثل عصای چوپانی که با تکان دادن آنگوسفندان را بطرف چشمه آب می راند و هدایت می کند.یک حس باشکوه یک حس نرم و لطیف یک حس و فهم فریفته ساز به مانند منسات یا عصای چوپانی می کند.گاهی یک اتفاقات و رفتارهایی باعث یادآوری یک طرح مجذوب کننده می شود.
و راندن ذهن و دریافت فرد به طرحی که طبق قانون دجال او باید یا اجازه دارد رفتاری را آغاز کند.پس نساء الیهود یعنی افرادی که اصول و ساختار رفتاری آنها در برابر دجال ، نرم و ملایم بودن و سکوت و در سکوت ، حس و بوها را دنبال کردن و فرمانبرداری دجال هست، دل و حواسشان بطرف طرحهای دلنشین ، رانده و هدایت شده است.
ثلاث یعنی بگویی این حق است و این باطل.
عشر و عشار به معنی خوشدلیبه واهیها مثل سرنوشت. جادویی به فرد گول و احمق هم اعشر گفته می شود، آلاف و الف و تالیف به معنای جفت و جور و هماهنگ کردن.پس این افراد تسلیم و فرمانبردار که ذهنشان به چیز دلنشینی رانده شده بر اساس اعتقادات واهی و خوشدلانه به سرنوشت جادویی ، قدر و اندازه اییاز خودشان را جفت و جور و هماهنگ می کنند.که گفته شود آنها حق و خوبند و رقیبان باطل و معیوب.
نکته دیگر اینکه خداوند فقط در یک نفر مهر می انگیزد که اجازه ندهد به خودش که دنبال بی خردیها و کارهای احمقانه ایی که دجال در مورد رسیدن به سرنوشت و قدر مطبوع، شایع و جاری کرده برود.انسان را به یاد روایتی که خدا به مهدی می فرمایدوقتی همه به من کافر بودند تو به یگانگی من را می پرستیدی.پس آن مرد(که به احتمال زیاد همان مهدی موعود هست)
مهر خداوند او را بطرف قرآن می برد. و در قرآن آنقدر نشانه بر علیه دجال دیده می شودکه همه قوت و قدرت آن مرد بر علیه دجال می شود.
و این قرآن شان و مقام والایی که به مهدی می دهد.بلای سختی برای یهودیان میباشد چون او را برگزیده و پیامبر خودش بعنوان مهدی موعود قرار می دهد.بدین وسیله خداوند در قرآن باعث انگیختگی شیاطین انس یا همان افرادی کهدر هر حال و هر جهت مانع و گیر برای مهدی هستند می شود.
و برای اینکه خود را از مخمصه رهایی دهندبه مهدی می گویند که از حیث تقدیری که با خواست و آرزویتو آهنگ دلت بوجود میاوری به ما کمک کن.
و این نکته خودش وصل می شود به روایاتی دیگر که رابطه ایی بین اندیشه از دابه الارض (مهدی موعود).و اعمال حسهای نافذ و بالا برنده و پر بها و اهمیت ساز از طرف دجال است.{لمس راس الدابه السماء الدجال یضرب علی رواقه }. که هرچند در دشمنی با مهدی استولی ارتباطی بوجود میاید که ناخواسته مهدی است. ولی مردمان یهود به آن اعتقاد دارندتا اینکه مهدی بالاخره این وضعیت و رابطه را منهدم کند.



